این روزها به یاد مرداد 83 ، به یاد کعبه ات
به یاد حرم پاک ترین بنده ات به وسعت ثانیه های از دست رفته اشک میریزم.....
معشوق من دلتنگی امانم را بریده.....روح بی تابم تو را فریاد میزند......
مهربانم دستم گیر.... بیا و آرام جانی باش بر درد فراق.....

هی میخوام به روی خودم نیارم ولی انگار نمیشه....
یه چهار پنج نفری کامنت عمومی گذاشتن و منو توش اخوی خطاب کردن....
بعضی هام از دختر بودن من بسی متعجب بودن....
کاش فقط همین چهار پنج نفر بودن.......یه چند نفری هم کامنت خصوصی گذاشتنو همون حرفای عمومی هارو ولی با شدت بیشتر بیان کردن.......
والا به خدا من دخترم......من نمیدونم آخه کجای نوشته های من شبیه پسراست...! اصلا مگه ادبیات نوشتاری هم پسرونه و دخترونه داره...؟؟!!!
خوب به آدم بر میخوره وقتی به زور میخواین بگین که من پسرم...یعنی چی آخه... اون پروفایلو گذاشتم واسه شماها دیگه وگرنه خودم تو دختر بودنم هیچ شکی ندارم...........
نکنه انتظار دارین واستون قر و قمیش بیام !..!...!....
اتفاقا من اصلا خصوصیات اخلاقیم شبیه پسرا نیست.... هیچ وقتم دلم نخواست پسر باشم...
من به دختر بودنم افتخار میکنم....![]()
یه ساله پیش ، روز چهارشنبه 2 مرداد حدود ساعت 12 ظهر این وبلاگ متولد شد....
تولدش مبارک![]()