+
نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 23:10 توسط بچه حزب اللهی
لق لقه زبانم است....
معبود من
دوستت دارم....
به اندازه تمامی قدمهای دنیا دوستت دارم....
....
........
اما نه...لاف میزنم...!!!
........
....
حقیقت این است...
به اندازه تمامی قدم هایی که در راهت برداشته ام دوستت دارم...!!!
افسوس...
ثانیه ها از دست میروند....اما دریغ از قدمی به سوی تو....حتی تصمیمی برای برداشتن گامی در راه تو....!!!
....
......
اما تو دوستم داری....حتی اگر تمام عمر را درجا بزنم....!
دارم گنهان ز قطره باران بیش
از شرم گنه فکنده ام سر در پیش
آواز آمد که غم مخور ای بنده
تو در خور خود کنی و ما در خور خویش
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 23:23 توسط بچه حزب اللهی
|
قرار بر شب قدر است ، شبي که تقدير روشن زمين است ،
شبي که مهربان ترين کلمات بر پيشاني زمين نقش مي بندند
و مقدس ترين واژه ها اتفاق مي افتند، شبي که آيه آيه روشني
تفسير مي شود و سوره سوره زيبايي تکثير.
شبي که تنزيل کتاب عظيم است و ترتيل قرآن کريم.
شبي که زمينش مقدس تر از آسمان است و زمانش عزيزتر از هزار ماه.
شبي که فرشتگان بر آستينش سجده مي کنند و بر آستانش
سر مي سايند.
شبي که لبريز از شراب رحمت است و لبالب از سکر سلام.
شبي که منبع فخر است و مطلع فجر.
شبي که مقدرات يکسال عاشقي را در بين اهالي زمين به
حراج مي گذارند و همه فرصت تاراج «کل امر» را دارند، همه به
قدر بندگي محض ، بزرگي شان را به رخ مي کشند و سهم
هيچکس به يغما نمي رود.

قرار بر شب قدر است. شبي که تقدير روشن زمين است اما اتفاق
غريب تاريخ اين است که در جغرافياي شيعه ، شب قدر در کوچه هاي
بن بست کوفه هراسان مي شودهمه آناني که در کوفه قدم زده اند،
معترفند به سياهي ، به ظلمت جاوداني شب هايش ، به هراس و
سنگيني کوچه هايش ، که نفس ها را به شماره مي اندازد
و دلها را سرگردان مي کند. شبهاي کوفه هميشه -حتي در شب قدر-
مه آلود است و مبهم ، تاهيچ چشم نامحرمي مولا را با کوله باري از نان
و عاطفه و خرما به تماشا ننشيند.
وقتي نام کوفه و علي مي آيد، تمام شعرهاي شفاف آفرينش
کبود مي شوند، «علي» روشن ترين اتفاق خلقت مي ماند و
«کوفه» کبودترين حادثه هستي.
تقدير قدر براي ما آن مي شود که شرمنده ترين تيغ تحجر زلال ترين
لبخند زندگي را در محراب نور «رستگار» کند.
قرار بر شب قدر است و چه تلاقي مبارکي است که ملائک بين زمين
و آسمان سرگردان مي شوند. عده اي قرآن کريم را به زمين نازل
مي کنند و جمعي قرآن ناطق را به آسمان مي برند و در اين تراکم
رفت و آمدها، «علي» بهانه معاشقه اهالي «قدر» است.
چه حکمتي است شب قدر را که تقدير روشن زمين است ،
براي تمامی شيعيان يادآورظلمت شبهاي کوفه مي شود
و فرق شکافته عدالت.
چه سري است که در اين شب نزول قرآن بر زمين ، عروج
قرآن ناطق آسمان را به گريه مي کشاند.
چه غربتي است در شبي که به وسعت هزار ماه است دلگيرتر
از تمام ليالي مي شو يم و بدون آنکه بخواهيم لبريز از دعا، قرآن
به سر مي گيريم تا با ذکر «به علي» آنقدر تکثير شويم که در
آستانه تنگي نفس به رهايي برسيم.
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:28 توسط بچه حزب اللهی
سلام....خوبین ایشالا...؟
مثل اینکه خیلی دلتون برام تنگ شده و بد جور بی تابی میکنید....!!!!! با عرض پوزش از کلیه دوستان ، آشنایان ،
و وابستگان باید به عرضتون برسونم که چند روزیه کامی جان ما خراب شده و اصلا روشن نمیشه چه برسه به
اینکه منو وصل کنه به دنیای مجازی....اینه که یه چند روزی نتونستم بهتون سر بزنم...!
البته فکر نکنین الان درست شده ها.....دیشب یه دفه با خودم گفتم ای دل غافل...من که که دو تا کیس
دارم...حداقل اون یکی رو وصل کنم بلکه به یه نون و نوایی برسم....این یکی خیلی داغونه ها...نمیدونم چه
جوری با این سر میکردم.... سرعتش یه چیزی اونور تر از لاکپشته....!!!!!
------------------------------
پی نوشت:
1- به خاطر سرعت پایین به جز یکی دو نفر نتونستم برای کسی کامنت بذارم....شرمنده
2- به کامنتای پست قبلی جواب دادم
3- دلم برای مهتاب یه ذره شده....!
4- احتمالا تا شب یه بار دیگه آپ میکنم.
5- تازه حال معتادارو درک میکنم....خماری بد دردیه....!!!! خیلی بده که آدم به نت معتاد شه...!
التماس دعا
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 10:54 توسط بچه حزب اللهی
|