فردا لیلة الرغائبه......یاد شب آرزو هایپارسال که میفتم دلم میگیره.....
الانم خیلی دلم گرفته دلم میخواد گریه کنم ، زار بزنم........
حالم خوب نیست......داغونم خیلی زیاد........بغضم نمیترکه......
تو رو خدا یکی بجای من داد بزنه....گریه کنه.....خواهش میکنم....
.اِلهی و رَبّی مَن لی غیرُک.......خدایا تنهام نذار.....
راستی التماس دعا.......![]()
![]()
چقدر زود دیر میشود......
پ.ن: مریم ، مهسا ، نیلوفر ، آیدا......از بچه های دانشگاه هرکی میاد اینجا لطفا دیگه نیاد..
اگه بیاد مجبورم برم یه جای دیگه...........دیگه نیاین لطفا......
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 21:7  توسط بچه حزب اللهی
|
